السيد حامد النقوي
13
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بمزيد حيا و آزرم ذكر اختلاف در صحت آن نموده ، توهين آن مىخواند حال آنكه خود گفته ) : [ هذا حديث صحيح لا مرية فيه ] . ( و نيز در مرقاة گفته ) : [ رواه احمد في مسنده ، و اقل مرتبته ان يكون حسنا ، فلا التفات لمن قدح في ثبوت هذا الحديث ] انتهى [ 1 ] . على قارى حنفى در غدير گرفتار تهافت شده ( بار خدايا اين چه تحقيق و حسن ضبط است كه در يك كتاب ، بل در يك مبحث ، گاهى يك حديث را بلا شك و شبهه صحيح مىگويد ، و تواتر آن از بعضى حفاظ نقل مىنمايد بلا رد و نكير ، بل ايراد دليل مستنير ، و قادح آن را قابل التفات نمىداند ، و باز خود نفى تواتر بالجزم و القطع مىسازد ، و بر محتجّين به آن زبان طعن و تشنيع مىگشايد ، بل كلام و گفتگو در صحت آن بذكر قدحش مىنمايد ، ما هذا الا تناقض صريح و تعارض قبيح ؟ ! و اگر بالفرض اين حديث نزد اهل سنت متواتر نمىبود ، باز هم استدلال اهل حق بلا ريب صحيح و متين ، و برى از توجيه و ساوس جاحدين مىبود به دو وجه : اول : آنكه نزد خود اهل حق متواتر است و قرينه تعاضد آن بروايات مخالفين مفيد يقين . و ثانيا : نزد اهل سنت احتجاج باخبار آحاد صحيح است ، پس براى الزام و افحام خصام ، احتجاج و استناد به حديث غدير بهر تقدير
--> [ 1 ] المرقاة فى شرح المشكاة ج 5 ص 584 .